دغدغه ها

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم . . . به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟

خدا هم همین جوریاست انگار!

در خطبه‌ی 154 ام نهج البلاغه‌ی امیرالمومنین، نقل قولی از پیامبر دوست داشتنی مان -درود خدا بر هر دو- هست به این مضمون که:

((إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ وَ یُبْغِضُ عَمَلَهُ، وَ یُحِبُّ الْعَمَلَ وَ یُبْغِضُ بَدَنَهُ)).

« [گاهی] خداوند بنده‌ای را دوست دارد، ولی کارش را دوست نمی‌دارد

و [گاهی]  خداوند کاری را دوست دارد، ولی کننده‌اش را دوست نمی‌دارد.»

*

شاید این روایت بتواند رفتار عجیب خیلی از ما را نیز توضیح دهد.

از خیلی‌ها -که به شدت منتقد وضع موجود هم هستند- این طور شنیدم که راهپیمایی 22 بهمن را خواهیم رفت ولی انتخابات را شرکت نخواهیم کرد!

ما هم هی سرمان را می خاراندیم از تعجب که این چه کاری است؟!

به من ربطی ندارد ولی شما اگر می‌خواهی یکی را شرکت نکنی، اقلکا راهپیمایی را نرو چرا که شمارشی در کار نیست و اثری ندارد و ... یک حالت نمادین دارد و عوضش انتخابات را برو که رای در کار است (لذا دقیق تر است و مثل راهپیمایی، یک چیز کلی نیست که هر کس از راه رسید هر جور خواست می‌تواند مصادره‌اش کند!) و شمارشی به کار است و ....

ضمن این که اگر انتخابات خلوت باشد، می‌شود مثل آن انتخابات خلوتی که آبادگران اول بار با 120 هزار رای در تهران 12 میلیونی برکشیده شدند و آخرش منتج شد به این بلای عظیم و دوران سیاه قهوه‌ای(همیشه جای شکرش باقی است!) الفنون. و اصولا انتخابات خلوت هم مهندسی اش راحت تر است (رای سازمانی+رای دهندگان کلاسیک مذهبی که از روی وظیفه شرعی رای می‌دهند ) و هم اگر -زبانم لال، دور از جان!- تقلبی بخواهد بشود و ...، تابلو نمی‌شود و بی‌هزینه و دردسر انجام پذیر است! پس حتی اگر تصور می کنی عنداللزوم تقلب خواهند کرد، چرا باعث بشوی نیازی به تقلب نشود و مثل آب خوردن از گلوشان پایین برود؟‌

به ادامه‌ی گفتگو توجه فرمایید:

-- رفیق انقلابی: نه! انتخابات نه! ولی ما انقلاب را دوست داریم. نظام را دوست داریم و امام را دوست داریم و ... لذا خواهیم رفت!

*بنده‌ی بوالفضول: چه ربطی دارد آخه؟ انتخابات هم امام و انقلاب و ... توش هست! تازه، مگر سخنرانش را نمی‌بینی که الفنون است؟ خودت چندشت نمی‌شود بروی به چون‌این راهپیمایی‌ای! یادت نیست دو سال پیش آمد گفت که این ملت برای من آمده‌اند(و واکنشی هم در پی نداشت! و عملا سکوت تایید آمیز بزرگان پشت سرش آمد!)؟ من که از آن به بعد نرفتم و تا وقتی این -یا مثل این- باشند، نخواهم رفت!‌

--: چرا. چندش‌مان می‌شود ولی ربطی به او ندارد و ما برای اسلام و انقلاب و ... می‌رویم! ما نظام را دوست داریم ولی در عین حال به بالا تا پایین‌اش انتقاد هم داریم!

بنده هم علامت تعجب کماکان!

×

و این دوستمان هم راهپیمایی‌اش را شاد رفت و خوشحال برگشت!

ظاهرا نه فقط درک نسل‌های بعدی سخت است، که درک نسل‌های قبلی هم سخت شده انگار!‌

××

پ.ن: با تشکر از علی شکوهی+ عزیز، بابت حدیث.

بعدالتحریر: سوتفاهم نشود. من در این نوشته نگاهم معطوف به راهپیمایی بود تا انتخابات. ضمن این‌که، بنده جزو رای دهندگان کلاسیک مذهبی محسوبم و اصولا اگر انتخاباتی در کار باشد، می‌روم رای می‌دهم! ولی در مراسم بیعت شرکت نمی‌کنم. یعنی وقتی انتخابی وجود نداشته باشد و وقتی فقط یک قماش در صحنه باقی باشند، بنده آن کسی نیستم که بروم دست بیعت به ایشان بدهم!

  
نویسنده : میم. ح. سین ; ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳